محمد مهدى ملايرى

372

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

دودمان سام نريمان درهم آميخته و در بسيارى از داستانهاى مربوط به اين دودمان نام او در ميان است . از هنگام جوانى او كه اسفنديار پدرش در جنگ با رستم و به دست آن پهلوان كشته شد ، بهمن در آن هنگامه بوده و در آن داستان جايى داشته است . و با آنكه پس از آن واقعه رستم چندين سال بهمن را نزد خود نگه داشت و مانند فرزند خود در تربيت او كوشيد پس از چند سال كه بهمن پس از نياى خود گشتاسب به شاهى رسيد به كين خواهى پدر به زابلستان لشكر كشيد و چون در اين زمان رستم در جنگ با شاه كابلستان و به حيلهء برادرش شغاد كشته شده بود بهمن ، زال پدر رستم را دربند كشيد و به زندان كرد و فرامرز پسر رستم را در جنگ اسير كرد و او را به دار آويخت و خانمان آنان را ويران كرده و تاراج نمود و هرچند سرانجام زال را به اندرز وزيرش پشوتن آزاد كرد « 1 » ولى از آن پس ديگر نام و آوازه‌اى از دودمان رستم و زال و سام نريمان بدان‌سان كه پيش از اين بود در تاريخ داستانى ايران برجاى نماند . در داستانهاى پهلوانى ايرانى داستانى هم به نام همين بهمن وجود داشته كه در اواخر قرن پنجم يا اوائل قرن ششم هجرى آن را شاعرى كه صاحب مجمل التواريخ نامش را « حكيم ايرانشاه بن ابى الخير » نوشته به نام بهمن‌نامه به نظم درآورده است . « 2 » نام اين كتاب را به صورت اخبار بهمن صاحب مجمل التواريخ جزء مآخذ كتاب خود ذكر كرده « 3 » است و مطالبى هم كه در پادشاهى بهمن آورده « 4 » خلاصه‌اى از اين داستان است . « 5 »

--> ( 1 ) . شرح اين وقايع را مىتوان در شاهنامه ديد . ( 2 ) . مجمل التواريخ ، ص 92 . ( 3 ) . مجمل التواريخ ، ص 2 . ( 4 ) . مجمل التواريخ ، ص 53 و 54 . ( 5 ) . براى توضيح بيشتر دربارهء اين داستان نگاه كنيد به حماسه‌سرائى در ايران تأليف دكتر ذبيح الله صفا ، ص 275 به بعد .